سلام
به جمعیت دوستداران علوم غریبه خوش آمدین. در این بلاگ سعی داریم درباره یکی از کلمات از یاد رفته زبان فارسی که خود دنیایی ژرف است سخن گوییم. بله بفرمایید بنشینید....خواهش می کنم بنشینید... این کلمه " قاز " است که همچون حلقه قدرت در ارباب حلقه ها مدتها فراموش شده بود تا بالاخره نسخه ای کهن بدست آمد که در آن این کلمه نقش بسته بود: "قاز" و تو چه دانی که قاز چیست؟
مرحوم دهخدا در باره این کلمه در مقدمه لغت نامه می فرماید:سخن گفتن در باب قاز سهل و ممتنع است .چه اینکه این کلمه می تواند با نقش فراگیر خود اساس زبان و ادبیات فارسی را دگرگون کند . به همین خاطر ترجیح دادم در این باب سخنی در لغت نامه آورده نشود بلکه زبان از آفت جانکاه آن رهایی باید.
از اشعاری که این کلمه در میان آن آمده است می توان به حافظ شیرازی اشارت کرد:که
گفت حافظ لاقاز و نکته به یاران مفروش
آه از این لطف به انواع عتاب آلوده
قاز تنها کلمه ای است که نه اسم مکان نه اسم زمان و نه اسم و فعل و حرف و متمم و...است ولی می تواند به جای همه آنها ایفای نقش کند! مثلا ....
در لغت قاز قلنگ اسم است و ...در لغت قاز رو جمع کن اسم مکان...و در وقت گل قاز....اسم زمان است. چنانچه شما موارد استعمال لغت قاز را در سایر جاهها می دانید ما را به فیض برسانید